۱۲:۱۰:۲۳ - جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷
دانش آموز شهیدی که معلم اخلاق بود
دانش آموز شهیدی که معلم اخلاق بود
کرمانشاه – ایرنا – ۲۷ دی ماه یادآور شهادت منصور یوسفی دانش آموز ۱۷ ساله کنگاوری است که معلم اخلاق و ایثار در میدان جنگ بود.

شهید منصور یوسفی، فرزند صدیق اسلام و مرید جان باخته وعاشق ولایت و امامت بود که تنها با ۱۷ سال سن راه عروج ملکوتی را در پیش گرفت.
برادر شهید منصور یوسفی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: شهید منصور در سال ۱۳۴۸ در خانواده ای عشایر دیده به جهان گشود و دوران کودکی را در میان سختی ها و مرارت های طاقت فرسای زندگی کوچ نشینی که سراسر پر از محرومیت و کمبود و رنج بی پایان است، سپری کرد.
هوشنگ یوسفی افزود: با توجه به زندگی عشایری، شهید در سن ۶ سالگی برای کسب علم مجبور شد به کرمانشاه برود و دوران ابتدایی را با وجود دوری از وجود و محبت پدر و مادر با موفقیت سپری کرد.
این برادر شهید بیان کرد: در سال ۵۸ در روستای رشتیان از توابع کنگاور ساکن شدیم و شهید منصور نیز در این روستا دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت و بعد از آن برای ادامۀ تحصیل به شهر کنگاور آمد و مشغول کسب علم شد و با وجود مشکلات موجود به هیچ وجه از علاقه اش نسبت به تحصیل و درس و مدرسه کاسته نشد.
او با اشاره به اینکه کشور در آن دوران درگیر جنگ با دشمن بعثی عراق بود، اعلام کرد: از آنجا که شهید یوسفی دارای طینتی پاک و خداگرا بود و قدرت تحمل ناجوانمردی های ایادی شیطان را نداشت، با دلی بی قرار منتظر فرصتی مناسب بود تا در میان انصار و یاوران دینی خدا در صف رزمندگان اسلام در آید و سرانجام در سال ۶۴ همراه کاروان راهیان کربلا عازم جبهه شد و مدت پنج ماه را در جبهه گذراند.
این برادر شهید ادامه داد: شهید بعد از حضور مداوم پنج ماه در خط مقدم جبهه های حق علیه باطل، برای ادامه تحصیل به سر کلاس درس بازگشت اما طاقت نیاورد و دگر بار بعد از چند ماهی راهی خط مقدم گشت تا دین خود را به اسلام و انقلاب ادا نماید.
او در خصوص نحوه شهادت شهید منصور یوسفی نیز گفت: شهید منصور در عملیات کربلای پنج در ۲۷ دی ماه سال ۶۵ به همراه ۲ پسر عموی دیگرش شهید فرمان یوسفی و شهید حشمت اله یوسفی در مصافی خونین و رزمی جانانه و مالامال از ایثار و شجاعت و از خودگذشتگی در خاک گرم شلمچه به دست ناپاک مزدوران بعث عراق به دیدار معبود لقای حق شتافت و به آرزوی دیرینه و چند سالۀ خود که در هر بار اعزام جهت وصول آن راهی جبهه های جنگ می شد، نائل آمد.

** خدایی بود و خدایی رفت
یکی از همرزمان شهید یوسفی نیز که از جانبازان ۷۰ درصد قطع نخاعی است، در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، با بیان اینکه شهید منصور وجودی پاک، اخلاق و کرداری معصوم وار و خلقی دلنشین داشت، اظهار کرد: به یاد دارم زمانی که در گردان تبوک گروهان شهید صمدی بودیم بی اختیار شیفته ی اخلاق نیکو و روحیه ی بالای خداگرایی ایشان شدم.
جهانبخش کریمی که ساکن تهران است و از اساتید دانشگاه در ادامه با بیان اینکه در وجود شهید یوسفی، خدا را احساس می کردیم، بیان کرد: همیشه به من می گفت بهترین دوست آن کسی است که ما را به یاد خدا بیاندازد.
او با بیان اینکه شهید یوسفی به معنای واقعی تجلی روحانیت، معنویت و خدایی بودن بود، تصریح کرد: امام خمینی (ره) معتقد بود شهدا راه ۷۰ ساله را یک شبه طی کردند و این عروج معنوی را من به عینه در وجود شهید منصور دیدم و در یک جمله خدایی بود و خدایی رفت.
کریمی در ادامه با بیان اینکه من و شهید منصور ارتباط بسیار صمیمی داشتیم و حتی بیشتر اوقات غذا را با هم در یک ظرف می خوردیم، افزود: شهید منصور همیشه ظرف غذای رزمنده ها را هم خودش به تنهایی می شست و کفش بچه ها را هم واکس می زد.
این رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: زمانی که نوبت به پست دادن ایشان در نیمه شب می رسید، عموما فرد بعد از خود را بیدار نمی کرد و خودش تا صبح پست می داد و این روحیه ایثار و از خودگذشتگی به دیگر رزمنده ها سرایت کرده بود.
او افزود: هر بار یادآوری یاد او حسرتی بس گران و غمی بسیار سنگین بر دل من، دوستان و آشنایان و زنده می شود که شرارۀ آن سیل اشک را بردیدۀ دل به جریان در می آورد انشاالله که در یوم القیامه از شفاعت او برخوردار می شویم.

** وصیت نامه شهید
در بخشی از وصیت نامه این شهید والامقام آمده است؛ اینجانب منصور یوسفی چند سطری می نویسم به عنوان وصیت نامه اگر شهید شدم که بهتر اگرنه با کوله باری پرازگناهان به خانه بر می گردم و در دنیا شروع به زندگی می کنم. این وصیت را نیز از آن بابت می نگارم که احتمال شهادت برایم بعید می باشد ولی به هر حال آرزو بر جوانان عیب نیست.
در ادامه این وصیت نامه آمده است؛ البته این را هم می دانم که شهید هم بایست مراحل مقدماتی در این دنیا را طی کند (دنیا مزرعه آخرت است) و هیچ کس بدون طی مراحل لازم به این افتخار نائل نمی شود و از این جهت وضع من بسیار ناراحت کننده است به هرحال شاید به برکت خون شهیدان و در فضای عطرآگین کربلا رحمت خداوندی شامل حال من نیز بشود امروز ما ملت ایران امانت بزرگی را دارا می باشیم که این امانت بزرگ از جانب خداوند متعال وتوسط فداکاریها و جانبازیهای هزاران هزار شهید و جانباز بدست ما رسیده است این امانتی است که هزار و ۴۰۰ سال برای تحقق آن اولیاء و مقربین خداوند تلاش و جهاد کردند امانتی است که علما و فقهای بزرگی به خاطرش بر سردار رفتند یا توسط دژخیمان شکنجه و به گونه ای شهید شدند.
شهید یوسفی در این وصیت نامه خطاب به خانواده خود گفته است؛ برادران و خواهران، امروز جمهوری اسلامی ایران ودیعه ای است که به ما سپرده شده است و وظیفه ما حفظ و نگهداری آن است وصیت من به پدر و مادرم این است که هیچ گونه ناراحتی به خود راه ندهند و در انتظار برای من گریه نکند و اشک نریزند و اگر خواستند برای من گریه کنند در جای خلوت گریه کنند زیرا اگر دشمنان و منافقین این صحنه را ببینند خوشحال می شوند و از پدر و مادرم می خواهم مرا حلال کنند و ببخشند از اینکه نتوانستم در این دنیا جبران زحمتشان را بکنم و شما باید افتخار کنید که پسر گناهکارتان را در راه خدا دادید.
شهید یوسفی همچنین در وصیت نامه خود تاکید کرده است: از خانواده ام تقاضا می کنم برای من هیچ گونه خیراتی ندهید که نه تنها برای من سودی ندارد بلکه باعث می شود که به اقتصاد کشور ضرر وارد شود.
دانش آموزان به عنوان بهترین پشتوانه و ذخایر انقلاب در عرصه های مختلف دفاع و سازندگی غیرت و نبوغ انقلابی خود را به منصه ظهور گذاشتند و توانستند افتخارات بسیاری در زمینه های علمی و عملی بیافرینند و شهادت بهترین منزلگاه و عالی ترین رتبه از افتخارات دانشجو آموزان در طول مبارزات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است.
گزارش: مجید رحمتی
۸۰۶۶/۷۴۴۷


منبع :: http://www.irna.ir




بانک پاسارگاد
اخبار ویژه